محمد تقى مصطفوى
مقدمهء كتاب 10
اقليم پارس ( فارسى )
ميگويد : « پارس ولايتى است سخت نيكو ، چنانك هم سهل است و هم جبل و هم بروهم بحر و باز هرچه در سردسيرها و گرمسيرها باشد . جمله در پارس باشد . . . و هميشه مردم پارس را احرار الفارس نوشتندى يعنى آزادگان . . . و پارسيان را قريش العجم گويند ؛ يعنى در عجم شرف ايشان همچنانست كه شرف قريش در ميان عرب . . . » فارسنامهء ابن البلخى ص 5 و 6 . و نيز از ميان نويسندگان فارسىزبان كه در كتب خود فارس را ستودهاند خواجه نظام الملك وزير معروف است ، وى در رسالهء بنام « دستور الوزارة » كه پس از سلطان آلبارسلان ( سنهء 465 ه . ق ) آن را براى فرزندش نظام الدين فخر الملك كه بعدها بوزارت رسيد نوشت تا دستور كار او باشد ، در شأن پارسيان و ادب و فضل ايشان چنين مىنويسد : « ولايت فارس . . . تمامت فضلا باشند . و اگر كسى ، خاصه صاحب صدرى ، عربى نداند و نگويد و مكتوب به عربى نتواند نوشت و خط نيك ننويسد ، عيب گيرند و استهزا كنند . . . » . همچنان در كتاب مجمل التواريخ و القصص ( مؤلّف بسال 520 ه . ق ( طبع تهران 1318 ه . ش ص 525 چنين آمده است : « شيراز در ولايت پارس شهرى است كه آن را به شكم شير مانند كردهاند و از همهء شهرها كه گرداگرد اوست ، نعمت آنجا آورند و از آنجا بجايگاههاى ديگر برند ؛ و بناى آن محمد بن القاسم بن ابى عقيل ، ابن عم حجاج كرده است . و دار الملك پادشاهان پارس است و هواى خوش دارد و نعمت فراخ باشد و درخت بسيار و ميوه را حدى نباشد . . . » . ديگر حمد الله مستوفى قزوينى است ، كه از مورّخان و جغرافيادانان قرن هشتم هجرى متولّد 680 ه . ق مىباشد . وى در كتاب خود موسوم به نزهة القلوب از فارس و عاصمهء آن شيراز ذكر كرده و از مواضع برّ و بحر آن مملكت بتفصيل بحث نموده است از آن جمله ميگويد : « مملكت فارس دار الملك پادشاهان ايران بوده و مشهور است كه ايشان را ، اگرچه بر تمامت ايران حكم داشتهاند ، ملوك فارس خواندهاند و قدرت و شوكت ايشان چنان كه ، اكثر پادشاهان رابع مسكون خراجگذار ايشان بودهاند . . . » طبع لندن ص 112 تا 122 . در شيرازنامهء ابو العباس احمد بن ابى الخير زركوب شيرازى كه در